یکشنبه 26 بهمن 1404 - Sun 15 Feb 2026
|ف |
| | | |
کد خبر: 419133
تاریخ انتشار: 26/بهمن/1404 - 12:56

نگاهی دیگر به پرونده اپستین

عملکرد اصلی جزیره اپستین را می‌توان در چارچوب یک سیستم باج‌گیری سازمان‌یافته فهم کرد. دعوت سیاستمداران، شاهزادگان، میلیاردرها و سلبریتی‌ها به محیطی کنترل‌شده، فراهم‌کردن دسترسی به قربانیان خردسال و ثبت مخفیانه رفتارها، ترکیبی کلاسیک برای تولید ابزار فشار سیاسی است.

نگاهی دیگر به پرونده اپستین

به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

پرونده جفری اپستین امروز به یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های مشروعیتی در ساختار سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای آمریکا و متحدان غربی تبدیل شده است. «جزیره اپستین» امروز بیش از آنکه یک مکان جغرافیایی باشد، به یک استعاره بدل شده است؛ استعاره‌ای از شبکه‌ای تاریک که قدرت، ثروت، سیاست، سرویس‌های اطلاعاتی و سوءاستفاده سیستماتیک از انسان‌ها را به هم پیوند می‌دهد.

روایت رسمی سال‌ها اپستین را به‌عنوان یک سرمایه‌دار مرموز معرفی می‌کرد که از طریق روابط خاص و مهارت‌های مالی به ثروت رسیده است. اما بررسی دقیق‌تر مسیر زندگی او پرسش‌های بنیادین ایجاد می‌کند. اپستین فاقد سابقه حرفه‌ای روشن در حوزه مالی بود، اما ناگهان به درون حلقه‌های فوق‌ثروتمند آمریکا نفوذ کرد، به چهره‌های کلیدی سیاست و اقتصاد دسترسی یافت و شبکه‌ای از املاک، هواپیماهای اختصاصی و ارتباطات فراملی ایجاد کرد.
کانال ایتا جهان نیوز

این الگو بیش از آنکه به یک نابغه مالی شباهت داشته باشد، به یک «دارایی اطلاعاتی» شباهت دارد. فردی که با فراهم‌کردن بستر فساد برای نخبگان، ابزار جمع‌آوری اطلاعات و اعمال نفوذ را در اختیار یک یا چند نهاد قدرتمند قرار می‌دهد. چنین الگویی پیش‌تر نیز در تاریخ سرویس‌های اطلاعاتی غرب سابقه داشته است.

عملکرد اصلی جزیره اپستین را می‌توان در چارچوب یک سیستم باج‌گیری سازمان‌یافته فهم کرد. دعوت سیاستمداران، شاهزادگان، میلیاردرها و سلبریتی‌ها به محیطی کنترل‌شده، فراهم‌کردن دسترسی به قربانیان خردسال و ثبت مخفیانه رفتارها، ترکیبی کلاسیک برای تولید ابزار فشار سیاسی است.

در این چارچوب، مسئله فقط فساد اخلاقی افراد نیست؛ بلکه شکل‌گیری یک بانک اطلاعاتی از نقاط ضعف نخبگان است که می‌تواند در بزنگاه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی مورد استفاده قرار گیرد. اینجاست که پرونده اپستین از یک جرم جنایی به یک موضوع راهبردی ارتقا می‌یابد.

اپستین در دهه ۲۰۰۰ با وجود شکایات متعدد، به توافقی دست یافت که عملاً او را از پیگرد جدی مصون می‌کرد. این توافق که در سطح دادستانی فدرال منعقد شد، نمونه‌ای آشکار از استاندارد دوگانه در نظام قضایی آمریکاست.

اگر یک شهروند عادی با کسری از این اتهامات مواجه می‌شد، احتمالاً با ده‌ها سال زندان روبه‌رو بود. اما اپستین نه‌تنها آزاد ماند، بلکه شبکه فعالیت خود را گسترش داد. این واقعیت نشان می‌دهد که او تحت حمایت نیروهایی فراتر از توان یک فرد عادی قرار داشت.

مرگ اپستین در زندان، آن هم در شرایطی که دوربین‌ها از کار افتاده بودند و نگهبانان وظایف خود را انجام نداده بودند، عملاً هرگونه روایت رسمی از «خودکشی» را بی‌اعتبار کرد. این رویداد بیش از آنکه پرونده را ببندد، آن را به سطحی بالاتر از تردید و بی‌اعتمادی سوق داد.

برای افکار عمومی جهان، این مرگ به معنای حذف یک گره مرکزی برای جلوگیری از افشای شبکه‌ای بزرگ‌تر تعبیر شد؛ شبکه‌ای که احتمالاً نام‌های بسیار قدرتمندتری را در خود جای داده است.
کانال تلگرام جهان نیوز

رسانه‌های جریان اصلی غربی درباره اپستین گزارش‌های فراوانی منتشر کردند، اما این گزارش‌ها اغلب به سطح فردی پرونده محدود ماند. کمتر رسانه‌ای به‌طور جدی به پرسش درباره نقش نهادهای اطلاعاتی، الگوی باج‌سازی ساختاری و پیامدهای راهبردی پرونده پرداخت.

این محدودسازی گفتمانی نشان می‌دهد که حتی در آزادترین نظام‌های رسانه‌ای ادعایی جهان، خطوط قرمزی نانوشته وجود دارد که عبور از آنها هزینه‌زا است.

غرب سال‌ها خود را پرچمدار حقوق بشر، حمایت از کودکان و شفافیت معرفی کرده است. اما پرونده اپستین این تصویر را به‌شدت فرسوده کرده است. وقتی مشخص می‌شود که در قلب نظام سیاسی آمریکا، شبکه‌ای برای سوءاستفاده از کودکان با مصونیت عملی فعالیت کرده، ادعاهای اخلاقی غرب با بحران اعتبار مواجه می‌شود.

برای بسیاری از کشورهای مستقل، این پرونده سندی دیگر بر ریاکاری ساختاری غرب است؛ ریاکاری‌ای که در آن، ارزش‌ها ابزار سیاست هستند نه اصول واقعی.

جزیره اپستین نه یک انحراف استثنایی، بلکه پنجره‌ای به درون سازوکارهای تاریک قدرت در غرب است. این پرونده نشان می‌دهد که چگونه فساد، باج‌گیری، مهندسی اطلاعات و مصونیت قضایی می‌توانند در بالاترین سطوح به هم گره بخورند.

تا زمانی که شبکه کامل پشت اپستین شناسایی و محاکمه نشود، هر روایت رسمی درباره تعهد آمریکا و غرب به عدالت، صرفاً یک شعار توخالی باقی خواهد ماند. این رسوایی هنوز بسته نشده است؛ فقط به لایه‌های عمیق‌تر فرو رفته است. 

نظرات بینندگان
نظرات شما